+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 18:38  توسط محمد
|
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 14:54  توسط محمد
|
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 14:53  توسط محمد
|
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 9:4  توسط محمد
|
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 9:2  توسط محمد
|
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 9:0  توسط محمد
|
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 8:56  توسط محمد
|
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 23:22  توسط محمد
|
هنوزم يار تنهايم، به ديدار تو مي آيم، باز مي آيم
اگر که فرصتي باشد، مجال صحبتي باشد، حرف خواهم زد
براي ديدن تو از حادثه ها گذشته ام
کفر اگر نباشد اين من از خدا گذشته ام
عذاب اين دريده ها، مرا شکسته بي صدا
دستي بکش به زخم من، که از شفا گذشته ام
باورم کن، باورم کن، من که با تو صادقم
اگه خسته ام، يا شکسته ام، هر چه هستم، عاشقم
منو بشناس و باور کن که خسته ام، خیلی خسته ام، اما هستم
تهی ماند و نشد آلوده دستم، من به دنیا دل نبستم
هر چه بلا کشیده ام، من از وفا کشیده ام
که از وفاداری این اهل وفا گذشته ام، من از وفا گ
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 16:4  توسط محمد
|
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 14:8  توسط محمد
|